ساروی کیجا - 22
خب ، بدک نیست . به هر حال از اون رخوت و تنبلی در اومدم .
کارهای باقی مانده از ماه شهریور :
انجام کارهای پاسپورت من و دخترک - ادامه .
کارهای باقی مانده از ماه آبان :
تعویض صندلی های میز ناهارخوری
دوباره دارم می گردم و هر چی من خوشم میاد قهرمان دوست نداره و برعکس .
گذاشتن پول به حساب پس انداز دخترک
برآورد هزینه برای ساخت کتابخونه روی دیوار غربی هال
در صورتی که مورد قبلی مناسب نبود ، انتقال کتابخونه ها از انباری پایین به هال
خرید و نصب آینهی حمام و شیشهی روی میز آشپزخونه
کارهای باقی مانده از ماه آذر : تعویض گواهی نامه ( چهار ماه از پایان اعتبارش گذشته ) بررسی و مرتب کردن قبض های پرداخت شده ی تلفن و برق و دور ریختن اضافی ها تعمير جارو شارژی مرتب کردن کمد اتاق خواب پر کردن ساک هدایا یک چیزهایی کنار گذاشتم . بستن حساب های قرض الحسنه ی خودم در بانک ملی وزرا ، تجارت ساعی ، بنیاد پل رومی و سرمایه گذاری کوتاه مدت در بانک ملی دزاشیب
انجام شد . مدارک رو خریدم اما عکس اسکن شده ندارم . ثبت نام تا پایان چهارشنبه ۱۲ دی تمدید شده . چهارشنبه سر کار نیامدم و خیلی احمقانه کارت اعتباری ثبت نام توی کشوی میزم مونده بود . بنابراین هیچ غلطی نتونستم بکنم . اند بی برنامگی ! تماس با کامبیز و رزیتا و تنظیم قرار برای رفتن به خونه شون باز کردن حساب مسکن جوانان برای دخترک دخترک رسما اعلام کرد دلش نمی خواد بره کلاس زبان و حتا توی مهد هم دیگه حاضر به شرکت در کلاس زبان نیست و گفت : من اصلا حوصله ندارم برم انگلستان زندگی کنم .
کارهای ماه دی : برخورد جدی با دخترک در مورد ریخت و پاش اتاقش هی ... هی ... هی ... قهرمان معتقده که دخترک هرگز اتاقش رو جمع نخواهد کرد ، همون طور که مادرش ! ( مادر دخترک ) تا همین پارسال اتاقش رو جمع نمی کرده ... :-) انجام کارهای باقی مانده از ماه های پیش در حال انجام است . ترمیم مواد غذایی مصرف شده : تره بار ( گل کلم ، تره فرنگی ، سبزی خوردن ، بادنجان ، سبزی قرمه ، گوجه فرنگی ) ، سس ( تماس با دفتر اسناد رسمی برای پرسش درباره ی مدارک لازم برای صدور اجازه ی خروج از کشور جست و جو برای یافتن کلاس اسکیت سرپوشیده سایتشون این جا است و تلفنشون ۸۸۰۵۱۹۶۹ . کلاس ارف آمادگی ۳ ( برای متولدین نیمه ی اول ۸۲ ) ترم زمستان پر شده ، برای بهار رزرو کردم . ( هزینه ۱۲۰ هزار تومن ) انجام شد . سایتشون این جا است . تلفنشون هم ۹ - ۲۲۰۴۳۱۰۱ اما الان اگه ثبت نام کنیم ( نفری ۴۵ تومن ) فقط تا پایان امسال اعتبار داره . دخترک هم برای رفتن به کلاس اسکیت باید ۳۳ تومن حق عضویت سالانه بده و ۸۰ تومن هزینه ی ده جلسه کلاس اسکیت . به نظرم پرداخت چنین مبالغی اصلا منطقی نیست . خریدن کادوی تولد پریسا خریدن فوم پشت چسب دار برای آناهیتا پرداخت شارژ خونه انجام شد . سرویس ثابت قبول نمی کنند و اگه ببرند هر جلسه همون ۳۵۰۰ تومن معمول رو می گیرند که می شه ماهی ۷۰ تومن و به صرفه نیست . دنبال سرویس ۵۰ تومنی می گردم اگه کسی سراغ داره . اتو کردن پیراهن های قهرمان کنسل شد . کپی مدارک خودم و دخترک برای حساب مسکن جوانان فعال کردن کارت بانک صادرات ( رمز رو اشتباه زدم ، به دلایل امنیتی غیرفعال شد ) انجام شد . تا حالا از برف خبری نبود حالا هر شب برف می باره . شاید ببرم فقط توشویی . آرایشگاه برای ابرو فرستادن یک چیزی ( ؟ ) برای نی نی بلفی انجام شد . خالی کردن حافظه ی دوربین ها ( خونه ی آناهیتا ) و ریختن روی سی دی
برنامه های کاری : به نظرم خوب پیش می ره . انجام شد . باورتون می شه ؟ تموم شد . انجام شد . حذف فایل های اضافی از روی هارد کامپیوترم دریافت لیست فایل های پروژه ی بی صفر سه انجام شد . درست کردن زونکن بایگانی داخلی سر و سامان دادن به این بلبشوی زونکن ها
کارهای بدون برنامه ی قبلی : یک پالتو برای خودم خریدم . قیمت انواع ال سی دی رو برای مامی و بابا بررسی کردم . دو کیلو شلغم رو پوست و رنده کردم و گذاشتم فریزر . سه تا کتاب خوندم . ( شما که غریبه نیستید از مرادی کرمانی - دو دنیا و جایی دیگر از گلی ترقی ) آشپزخونه رو تکوندم و یک خروار وسیله ی زاید ریختم دور . بخارپزم رو فروختم به مامانم . جای کباب پز رو عوض کردم و کلی جا باز شد . یسنا رو بدجور !! دعوا کردم . با قهرمان سر هیچ و پوچ قهر کردم . یک عاااااااااااااالمه گریه کردم . نصف روز اعتصاب غذا کردم . پریود شدم . با اهل خانواده آشتی کردم . رفتیم کنسرت تک نوازی تار پیام جهانمانی .
ریختن پول به حساب کارت سامان برای خریدهای اینترنتیثبت نام در کنکور سراسری ثبت نام دخترک در کلاس زبان
الویه ، مایونز ) ، بیسکوییت ساقه طلایی ، رب گوجه ، ماهی تنتماس با مرکز موسیقی پارس برای کلاس ارف دخترک پرس و جو درباره ی ثبت نام خانوادگی در باشگاه انقلاب صحبت با آژانس روبروی مهد دخترک برای هزینه ی سرویس روزانه تماس با علی آقا برای پنج شنبه چسب زدن کفی پوتین ها بردن ماشین به کارواش گرفتن عکس های دخترک از آناهیتا
تلاش برای به دست گیری اوضاع کاری تمام کردن کار لیبل زدن به زونکن های ولو در سطح واحد پي دي اف کردن فايل هاي پروژه ی بی صفر ۳ ( خدا ساعت کار می بره ) در حال انجام است . اوایل ولوم ۱۲ از ۱۷ هستم . دیوونه شدم دیگه . چشم هام در اومد . ای خدا .. ای خدا .. بدبخت شدم . الان فهمیدم که سر فایل های اکسل یک تیک رو اشتباه می زده ام و فقط یکی از ورک شیت هاش پی دی اف می شده . یعنی باید بنشینم همه ی اکسل ها رو از اول درست کنم . ای خدا .. شانس آوردم حجم بیشترش اتوکده و اکسل نیست . درخواست ۵ تا زونکن قرمز برای مکاتبات ، ۵ تا زونکن زرد برای کاتالوگ ها ، دیوایدر ، سوزن منگنه ، گیره ی کاغذ ، کاغذ آ ۳ ، کاور آ ۴ ، نوارچسب باریک و پهن بایگانی مدارک اپروال صادر و ارسال شده ی پروژه ی سی یازده ( توی کدوم فایل باید بایگانی کنم ؟ ای خدا )
یک زن کامل بودن سخت نیست.