نسترن7
امروز عصر از پشت پنجره تراس بیرون و نگاه می کردم هوا پاییزی و قشنگ بود...باد می اومد و من دلم غنج می ره برای پاییز و باد خزان و کیف و دفتر و مداد نو.دلم می خواد بارانم زودتر بره مدرسه تا براش یه عالمه لوازم التحریر بخرم...
نمی دونم چرا دلم خواست اینا رو بنویسم.ولی هرچی که هست روزا داره می گذره و می تونم بگم از ته دلم خداروشکر می کنم که من و با این وبلاگ آشنا کرد.ساروی کیجای عزیز خوش فکر دستت درد نکنه بابا.
باور کنید خیلی از کارایی که خروار شده بود رو سرم حالا تقریبا رو به راهه.ایشالا کارای شما هم رو روال خوبی قرار بگیره.
باور کنید خیلی از کارایی که خروار شده بود رو سرم حالا تقریبا رو به راهه.ایشالا کارای شما هم رو روال خوبی قرار بگیره.
کارهای انجام شده از تاریخ۲۷ مرداد تا ۴ شهریور:
-باران و بردیم ماشین سواری
-رژیم گرفتم و ۲۱ روز اول ۱ کیلو و نیم کم کردم.بعدا بیشترم می شه فعلا این یه رژیم مکمله.دفعه بعدی مهمه.
-پیاده روی هم به غیر از سفرمون انجام دادم.
-راستی شمال هم رفتیم و خیلی خوش گذشت.
-برای کارت ملی اقدام کردیم.
-گواهی نامه ام رو تمدید کردم و قراره بیاد دم در.
-جواب آزمایشم رو برای میراسماعیلی بردم که بازم همون کیستای ریز و تشخیص داد.یه سری قرص داده تا بعد از شروع پریود بخورم.
-باران و مهد ثبت نام کردم فعلا نیمه وقت ولی هرروز تا قبل از نهار تا کم کم تمام وقت بشه.
-برای کار جدید پیش آقای ب رفتم و اولین گزارشم از موزه فرشه.
-کلی کاردستی با باران انجام دادیم.
-کتاب با زندگی برقصیم و شروع کردم اما زود حوصله ام سر می ره ازش.
-از حراج رولان دو سه دست لباس خوشگل خریدم.
ریمل و ضد آفتاب خریدم.
-پیش روشن دل رفتم و دوباره باید ۲۱ روز دیگه برم.
-رژیم گرفتم و ۲۱ روز اول ۱ کیلو و نیم کم کردم.بعدا بیشترم می شه فعلا این یه رژیم مکمله.دفعه بعدی مهمه.
-پیاده روی هم به غیر از سفرمون انجام دادم.
-راستی شمال هم رفتیم و خیلی خوش گذشت.
-برای کارت ملی اقدام کردیم.
-گواهی نامه ام رو تمدید کردم و قراره بیاد دم در.
-جواب آزمایشم رو برای میراسماعیلی بردم که بازم همون کیستای ریز و تشخیص داد.یه سری قرص داده تا بعد از شروع پریود بخورم.
-باران و مهد ثبت نام کردم فعلا نیمه وقت ولی هرروز تا قبل از نهار تا کم کم تمام وقت بشه.
-برای کار جدید پیش آقای ب رفتم و اولین گزارشم از موزه فرشه.
-کلی کاردستی با باران انجام دادیم.
-کتاب با زندگی برقصیم و شروع کردم اما زود حوصله ام سر می ره ازش.
-از حراج رولان دو سه دست لباس خوشگل خریدم.
ریمل و ضد آفتاب خریدم.
-پیش روشن دل رفتم و دوباره باید ۲۱ روز دیگه برم.
انجام نداده ها از ۲۷ مرداد تا ۴ شهریور:
-بازم مولتی ویتامین باران و ندادم.-قرصای خودم و نخوردم.
-موسسه رسانه هم نرفتم.
-از دکتر کوچاریان وقت نگرفتم.
-پولی هم فعلا عقبم.
-به خانوم خ برا کار زنگ نزدم.
برنامه ریزیی من از تاریخ ۴ شهریور تا جمعه ۸ شهریور:
*روزانه:
-مولتی ویتامین باران.-قرصای خودم.
رژیم.
-پیاده روی.
-شاد بودن و بی خیالی.
*دوشنبه ۴/۶
-یاد شهریار بندازم که برا داروهام اقدام کنه.-مرتب کردن پوشه های مدارکمون.
-به مامان نیما اس ام اس قرار و بدم.
-به باران و شهریار میوه بدم.
-حاضر کردن شام.
-باران و ببریم پارک ماشین سواری و بازی.
-خوردن یه لیوان شیر.
-سرچ کردن تو اینترنت درباره فرش.
*سه شنبه ۵/۶
-ساعت ۹ و نیم باران و بزارم پیش مادر شهریار و برم موزه فرش گزارش بگیرم.-رسانه برم برا پیگیری نمره ها.
-یورو بخرم.
-به خ زنگ بزنم برا کار.
-پیگیری برنامه سنجش جمعه باران.
-جواب تست سرطان رو بگیرم.
-قرصای رژیمم و بخرم.
-تلفنام و تو دفتر تلفن یادداشت کنم.
-آرایشگاه زنگ بزنم و وقت بگیرم.
-شمع یخی درست کنم.
به مونا زنگ بزنم و جریان ساعت قرار و بگم.
-برا آندیا کادوی تولد بخرم.
*چهارشنبه ۶/۶
-باران و ساعت ۹ ببرم مهد جدید دوساعتی باشه خودمم بشینم.مطلبم و بنیسم و اگه شد ببرم براش.-به دکتر کوچاریان زنگ بزنم برا اکوی باران.
-تولد بازی عصر و...
*پنجشنبه ۷/۶
-کارای روزمره و احتمالا مهمونی و اینا دقیق نمی دونم چی بشه؟-خرید کادو برا پسر زهرا
*جمعه ۸/۶
سنجش باران ساعت ۸ صبح.
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور ۱۳۸۷ ساعت 19:53 توسط برنامه ریز
|
یک زن کامل بودن سخت نیست.