رها-52
با سلام خدمت خانمهای برنامه ریز ، من به سلامتی برگشتم این چند وقته خیلی سرم
شلوغ بود و اصلا بی خیال برنامه ریزی شده بودم .خدا رو شکر پدر ومادرم هم برگشتند و
من الان یک رهای ذوق زده ام با کلی سوغاتی...سالگرد ازدواجمونم اول دیماه بود که کاملا
معنوی بر قرار شد چون من و جناب سرهنگ بدجوری خورده بودیم به هم ![]()
![]()
منم از لجم
نه کادو گرفتم نه کادو دادم و نه عکس ... دیدید چقدر معنوی بود
.
و اما برنامه ریزی:
۱-جابجا کردن رخت و لباسهایی که تو چمدون برده بودیم خونه ننه بابامون
۲-شستن رختهای چرک که یک کوله بارند و جابجا کردن انها
۳-جابجا کردن سوغاتیها
۴- تحویل کادوی سوغاتی جاریها و خواهر شوهر
۵-تمیز کردن خانه ای که یک کامیون خاک گرفته
۶-شستن دستشویی و حمامی که ...
۷-شستن سبد رخت چرکها
۸-شستن تراس و تمیز کردن شیشه ها
۹-تمیز کردن بوفه
۱۰-در صورت امکان یکی به من بگه این سیم گوشی واکمن رو از کجا می شه خرید قحطی اومده
۱۱-سر زدن به کتابخانه و گرفتن کتاب که تقریبا یک ماه و نیم از اخرین کتابی که خوندم می گذره
۱۲-خریدن سه کیلو پیاز و سرخ کردن ان
۱۳-برگردندان چمدان به بالای کمد دیواری ( مخصوص جناب سرهنگ)
۱۴-ایمیل به سوئد( سفارش جناب سرهنگ)
۱۵-مطالعه کتابهای که به امانت گرفتم ... بعدا اسمشون رو می نویسم
۱۶-در صورت خرید سیم گوشی واکمن گوش سپردن به نوار زبان
۱۷- جمع و جور کردن لباسهای مخصوص مینا و در صورت امکان پست انها
۱۸-یک روز بشینم با خودم دو دو تا چهار تا بکنم باید تکلیف خودم رو با خودم روشن کنم![]()
باشد که با خودمان صادق باشیم
.
یک زن کامل بودن سخت نیست.